تست ضریب هوشی

اگر میخواهید ضریب هوشی خود را محک بزنید به این نشانی مراجعه کنید

http://www.aviny.com/Entertainment/Games/FlashGames/Fekry/page/iQ-Test1.aspx

خطای دید






به پاهای این دو نفر توجه کنید  متوجه خطای دید می شوید !
تصاویر زیر بر اثر خطای چشمی دگرگون شده و بصورتی شگفت انگیز بنظر میرسند .
مربعهای قرمز بالا و پایین X یکرنگ هستند!
http://www.radsms.com/wp-content/gallery/khataye-did/01.jpg?171301499
دایره های میانی هر دو یک اندازه هستند
http://www.radsms.com/wp-content/gallery/khataye-did/02.jpg?1562441498
خطوط زیر کاملا موازی همدیگر هستند
http://www.radsms.com/wp-content/gallery/khataye-did/03.jpg?613402937
تصویر زیر یک جسم است یا ۲ جسم؟
http://www.radsms.com/wp-content/gallery/khataye-did/04.jpg?965937170
در محل تقاطع مربعهای زیر تنها دایره های سفید وجود دارند !
http://www.radsms.com/wp-content/gallery/khataye-did/05.jpg?2114485950
جریان آب در ۳ رود زیر تنها توسط پس تصویرهای چشمان شما پدید آمده !
http://www.radsms.com/wp-content/gallery/khataye-did/06.jpg?687385706
نقطه وسط خیره شوید و سرتان را جلو و عقب ببرید چرخها به حرکت در میایند !!!
http://www.radsms.com/wp-content/gallery/khataye-did/07.jpg?981610948
یک تصویر بسیار حیرت آور …
مربع های تاب برداشته ! امـا هیـچ خط منــحنی در تصویر زیر وجود ندارد! میتوانید با خط کش امتحان کنید !
http://www.radsms.com/wp-content/gallery/khataye-did/08.jpg?615295792
چرخ دنده های دوار! چـشمـانـتان را به روی تصویر حرکت داده تا چرخ دنده ها به حرکت درآیند !!!
http://www.radsms.com/wp-content/gallery/khataye-did/09.jpg?1497645370
تصویر زیر یک مکعب است و یا گوشه یک دیوار !
http://www.radsms.com/wp-content/gallery/khataye-did/10.jpg?1982555757
در تصویر زیر تنها دایره وجود دارد اما شما آنها را پیوسته و مارپیچ میبینید
http://www.radsms.com/wp-content/gallery/khataye-did/11.jpg?509917914
به دایـره میانی خیره گردید پس از چندین ثانیه خواهید دید که بتدریج سایه های اطراف ناپدید میگردند !!!
http://www.radsms.com/wp-content/gallery/khataye-did/12.jpg?1176532017
شگفت انگیز ترین تصویر موجود !
به وسط این دایـره به مدت ۲ دقیقه خیره گردید بتدریج خواهید دید که هاله ای آبی رنگ
پیرامون دایره شروع به درخشیدن میکنـد!!
الـبته بتدریـج چشمانتان را از صفحه مونیتور فاصله دهید تا هاله بزرگتر گردد .
http://www.radsms.com/wp-content/gallery/khataye-did/13.jpg?2135068827
پنجره زیر به سمت چپ است یا راست؟ !
http://www.radsms.com/wp-content/gallery/khataye-did/14.jpg?375305923
بنای زیر دارای چند ستون هستند !
http://www.radsms.com/wp-content/gallery/khataye-did/15.jpg?2085227112
تصویر زیر یک پل طویل است و یا چندین کشتی؟ !
http://www.radsms.com/wp-content/gallery/khataye-did/16.jpg?1294294296
اسکیمو و یا صورت اسکیمو؟ !
http://www.radsms.com/wp-content/gallery/khataye-did/17.jpg?1124245525
خطوط قرمز زنگ کاملا موازی هستند !
http://www.radsms.com/wp-content/gallery/khataye-did/18.jpg?265165604
دایره زیر تنها بواسطه خطوط اطرافش خمیده بنظر میرسد !
http://www.radsms.com/wp-content/gallery/khataye-did/19.jpg?700352079

ساعت

 

ساعت عقربه ای و دیجیتال همین جا را کلیک کنید

محتسب مستي به ره ديد و گريبانش گرفت

محتسب مستي به ره ديد و گريبانش گرفت
مست گفت: اي دوست, اين پيراهن است, افسار نيست

گفت: مستي, زآن سبب افتان و خيزان مى روي
گفت: جرم راه رفتن نيست, ره هموار نيست

شعر از پروین اعتصامی  اصل در ادامه مطلب
ادامه نوشته

سایت جالب مربوط به مقایسه کشورها

 

این سایت مقایسه بین کشورها میباشد لطفا اینجا را کلیک کنید

شما چه فكر ميكنيد

به هنگام بازديد از يک بيمارستان روانى، از روان‌ پزشک پرسيدم شما چطور مي‌فهميد که يک بيمار روانى به بسترى شدن در بيمارستان نياز دارد يا نه؟

روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب مي‌کنيم و يک قاشق چايخورى، يک فنجان و يک سطل جلوى بيمار مي‌گذاريم و از او مي‌خواهيم که وان را خالى کند.

من گفتم: آهان! فهميدم. آدم عادى بايد سطل را بردارد چون بزرگ‌ تر است.

روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادىبايد.........براي ديدن جواب دكتر ادامه مطلب را بزنيد

ادامه نوشته

تحلیل از شما

A group of scientists placed 5 monkeys in a cage and in the middle, a ladder with bananas on the top.
يک گروه از دانشمندان پنج ميمون را در قفسی گذاشتند و در وسط قفس يک نردبان که بالای آن مقداری موز گذاشته شده بود قرار دادند
Every time a monkey went up the ladder, the scientists soaked the rest of the monkeys with cold water.
هربار که ميمونی از نردبان بالا رفت، دانشمندان ميمون های ديگر را با دوش آب سرد خيس کردند.
After a while, every time a monkey went up the ladder, the others beat up the one on the ladder.
پس از مدتی، هر ميمون که از نردبان بالا رفت ميمون های ديگر او را کتک زدند.
After some time, no monkey dare to go up
the ladder regardless of the temptation.
پس از مدتي به رغم وسوسه شديد هيچ كدام از ميمون ها جرات بالا رفتن از نردبان را نداشت.
Scientists then decided to substitute one of the monkeys. The 1st thing this new monkey did was to go up the ladder. Immediately the other monkeys beat him up.
دانشمندان تصميم گرفتند يکی از ميمون ها را با ميمون جديدی عوض کنند. اولين كار ميمون تازه بالا رفتن از نردبان بود . بلافاصله باقي ميمونها او را كتك زدند .
After several beatings, the new member learned not to climb the ladder even though never knew why.
پس از چند بار کتک خوردن، ميمون تازه ياد گرفت که نبايد از نردبان بالا برود، اما هرگز نفهميد چرا.
A 2nd monkey was substituted and the same occurred. The 1st monkey participated on the beating for the 2nd monkey. A 3rd monkey was changed and the same was repeated (beating). The 4th was substituted and the beating was repeated and finally the 5th monkey was replaced.
ميمون دوم جايگزين شد و همان وضع ادامه يافت. ميمون اول هم در کتک زدن ميمون دوم شركت كرد. ميمون سوم جايگزين شد و همان وضع کتک زدن ادامه يافت. ميمون چهارم وارد قفس شد و همچنان کتک زدن هر ميمونی که از نردبان بالا می رفت ادامه داشت.بالاخره ميمون پنجم هم جايگزين شد
What was left was a group of 5 monkeys that even though never received a cold shower, continued to beat up any monkey who attempted to climb the ladder.
حالا آنچه مانده بود ميمون های جديدی بودند که هيچکدامشان دوش آب سرد را تجربه نكرده بود ، ولی همچنان هر ميمونی که از نردبان بالا می رفت كتك مي خورد
Don’t miss the opportunity to share this with others as they might be asking themselves why we continue to do what we are doing if there is a different way out there.
فرصت به اشتراك گذاشتن اين تجربه را از دست ندهيد شايد ديگران هم از خودشان بپرسند اگر راه ديگري براي انجام كار وجود دارد ، چرا داريم همچنان رويه فعلي را ادامه مي دهيم ؟
"Only two things are infinite: The universe and human stupidity. And I am not so sure about the former.”
« فقط دو چيز بي حد و حصر است: کهکشان و حماقت انسان، البته درمورد اولي زياد مطمئن نيستم !»

نقش اعداد در تخته نرد و شطرنج


 

فلسفه پيدايش تخته نرد

 

در زمان پادشاهي انوشيروان خسرو پسر قباد، پادشاه هند «ديورسام بزرگ» براي سنجش خرد و دانايي ايرانيان و اثبات برتري خود شطرنجي را که مهره هاي آن از زمرد و ياقوت سرخ بود، به همراه هدايايي نفيس به دربار ايران فرستاد و «تخت ريتوس» دانا را نيز گماردهء انجام اين کار ساخت. او در نامه‌اي به پادشاه ايران نوشت: «از آنجا که شما شاهنشاه ما هستيد، دانايان شما نيز بايد از دانايان ما برتر باشند. پس يا روش و شيوهء آنچه را که به نزد شما فرستاده‌ايم (شطرنج) بازگوييد و يا پس از اين ساو و باج براي ما بفرستيد». شاه ايران پس از خواندن نامه چهل روز زمان خواست و هيچ يک از دانايان در اين چند روز چاره و روش آن را نيافت، تا اينکه روز چهلم بزرگمهر كه جوانترين وزير انوشيروان بود به پا خاست و گفت: «اين شطرنج را چون ميدان جنگ ساخته‌اند كه دو طرف با مهره هاي خود با هم مي‌جنگند و هر كدام خرد و دورانديشي بيشتري داشته باشد، پيروز مي‌شود.» و رازهاي کامل بازي شطرنج و روش چيدن مهره ها را گفت. شاهنشاه سه بار بر او درود فرستاد و دوازده هزار سکه به او پاداش داد.. پس از آن «تخت ريتوس» با بزرگمهر به بازي پرداخت. بزرگمهر سه بار بر تخت ريتوس پيروز شد.. روز بعد بزرگمهر تخت ريتوس را به نزد خود خواند و وسيلهء بازي ديگري را نشان داد و گفت: اگر شما اين را پاسخ داديد ما باجگزار شما مي شويم و اگر نتوانستيد بايد باجگزار ما باشيد.» ديورسام چهل روز زمان خواست، اما هيچ يک از دانايان آن سرزمين نتوانستند «وين اردشير» را چاره گشايي کنند و به اين ترتيب شاه هندوستان پذيرفت كه باجگزار ايران باشد.

فلسفه پيدايش

30  مهره  :  نشان گر 30 شبانه روز يک ماه  

24  خانه  :  نشان گر  24 ساعت شبانه روز

4 قسمت زمين  :   4 فصل سال

5 دست بازي :  5 وقت يک شبانه روز

2 رنگ سياه و سپيد  : شب و روز              

هر طرف زمين 12 خانه دارد :  12 ماه سال

تخته نرد  :  کره زمين

زمين بازي  : اسمان

تاس :   ستاره بخت و اقبال

گردش تاس ها : گردش ايام

مهره ها:  انسان ها

گردش مهره در زمين: حرکت انسان ها (زندگي )

برداشتن مهره در پايان هر بازي : مرگ انسان ها 

 

   اعداد  تاس  :

 

1 : يکتايي  و خداپرستي

2 : اسمان  و زمين

3 :  پندار نيک ؛ گفتار نيک ، کردار نيک

4 : شمال ، جنوب، شرق، غرب

5: خورشيد ؛ ماه ، ستاره ، اتش ، رعد

6 :  شش روز افرينش



فایل ارسالی ازیکی از دوستان

پیش پرداخت صورتحساب

                     داستان کوتاه وزیبای صورتحساب مادر!


شبی پسرک یک برگ کاغذ به مادرش داد . مادر آن را گرفت و با صدای بلند خواند:
او با خط بچگانه نوشته بود:
کوتاه کردن چمن باغچه              : ۵   دلار
مرتب کردن اتاق خوابم             : ۱ دلار
بیرون بردن زباله ها                   : ۲دلار
نمره ی ریاضی خوبی که گرفتم    : ۶ دلار
جمع بدهی شما به من                 : ۱۴دلار
مادر به چشمان منتظر پسر نگاهی کرد.لحظه ای خاطراتش را مرور کرد.سپس قلم را برداشت و پشت برگه ی صورتحساب نوشت:بابت سختی ۹ ماه بارداری که در وجودم رشد کردی : هیچ
بابت تمام شب هایی که بر بالینت نشستم و برایت دعا کردم : هیچ
بابت تمام زحماتی که در این چند سال کشیدم تا تو بزرگ شوی : هیچ
بابت غذا نظاقت تو و اسباب بازی هایت : هیچ
و اگر تمام اینها را جمع بزنی خواهی دید که هزینه ی عشق واقعی من به تو هیچ است.وقتی پسرک آنچه را که مادرش نوشته بود خواند با چشمان پر از اشک به چشمان مادر نگاه کرد و گفت:مامان دوستت دارم
آنگاه قلم را برداشت و زیر صورتحساب نوشت : قبلآ به طور کامل پرداخت شده

این مطلب توسط آقای فتحعلی برایم ارسال شده است

مغز شما چند سالشه



به روش ژاپنی ها..............:))

مغز شما چند سالشه؟

ابتدا روي لينك زير كليك كنين.
بعد دكمه استارت رو بزنين.
بعد از يك آماده باش 3 – 2 -  1 بايستي جاي اعداد رو كه چند لحظه نمايش داده مي شه به خاطر بسپارين و روي جاي اون ها به ترتيب از كم به زياد كليك كنين!!!
بعد از چند مرحله، سن مغز شما با توجه به زمان عكس العمل و درستي اون محاسبه و نمايش داده مي شه !!!
:
http://flashfabrica.com/f_learning/brain/brain.html

این مطلب توسط دوست خوبم آقای بهشتی پور ارسال شده است
قضاوت اینکه درست است یا نه با خودتون اما آقای بهشتی پور توصیه نموده اند " که اگر اختلاف زیاد بود  خدا و ورزش را فراموش نکنید"

آخرین اطلاعات دنیا

 

آخرین آمار دنیا(لحظه به لحظه)

را در اینجا ببینید

مسابقه

 مسابقه برنامه‌نويس ومهندس

يک برنامه‌نويس و يک مهندس در يک مسافرت طولانى هوائى کنار يکديگر درهواپيما نشسته بودند. برنامه‌نويس روبه مهندس کرد و گفت: مايلى با همديگر بازى کنيم؟ مهندس که مي‌خواست استراحت کند محترمانه عذرخواست و رويش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشيد. برنامه‌نويس دوباره گفت:بازى سرگرم‌ کننده‌اى است.من از شما يک سوال مي‌پرسم واگر شما جوابش را نمي‌دانستيد ۵ دلار به من بدهيد. بعد شما از من يک سوال مي‌کنيد و اگر من جوابش را نمي‌دانستم من ۵ دلار به شما مي‌دهم. مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهايش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد. اين بار، برنامه‌نويس پيشنهاد ديگرى داد. گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب نداديد ۵ دلار بدهيد ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ٥٠ دلار به شما مي‌دهم. اين پيشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضايت داد که با برنامه‌نويس بازى کند.

برنامه‌نويس نخستين سوال را مطرح کرد: «فاصله زمين تا ماه چقدر است؟» مهندس بدون اينکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست درجيبش کرد و۵ دلاربه برنامه‌نويس داد.حالا نوبت خودش بود.مهندس گفت:

«آن چيست که وقتى ازتپه بالا مي‌رود۳ پا دارد ووقتى پائين مي‌آيد ۴ پا؟» برنامه‌نويس نگاه تعجب آميزى کرد و سپس به سراغ کامپيوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طريق مودم بيسيم کامپيوترش به اينترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمريکا را هم جستجو کرد. باز هم چيز بدرد بخورى پيدا نکرد. سپس براى تمام همکارانش پست الکترونيک فرستاد و سوال را با آنها در ميان گذاشت و با يکى دو نفر هم گپ (chat) زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند.

بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بيدار کرد و ٥٠ دلار به او داد. مهندس مودبانه ٥٠ دلار را گرفت و رويش را برگرداند تا دوباره بخوابد. برنامه‌نويس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟» مهندس دوباره بدون اينکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جيبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نويس داد و رويش را برگرداند و خوابيد ...

 

این مطلب را دوست گرامی اقای بهشتی پور برایم ارسال نموده است